تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر المیزان قرآن کریم

ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام و روز جانباز مبارک باد

حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) در چهارم شعبان سال 26 هجرى قمرى متولد شد. مادرش فاطمه بنت حَزام بن خالد کلابى است که بعداً ام البنین نامیده شد. کنیه حضرت عباس(علیه السلام)، ابوالفضل، و لقبش سقّاست، ایشان چنان جمال زیبایى داشت که به او قمر بنى هاشم مى گفتند. از ام البنین سه برادر دیگر براى ابوالفضل(علیه السلام) متولد شد که هر سه در کربلا شهید شدند.(1)
ـــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 165.
به نقل از :http://persian.makarem.ir/

  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٥


یک سوال بجا...

یکی از مخاطبان وبلاگ ،سوال دقیقی مطرح کرده بودند که بنده صورت سوال و جواب را می آورم:

سلام
در کتابی به نقل از تفسیر المیزان خواندم:
سلب حقوق عمومی از بعضی افراد و گروه ها در جامعه انسانی امری گریز ناپذیر است.اما جامعه انسانی شایسته فقط سلب حقوق کسی را قبول دارد که می خواهد حقوق دیگران را زیر پا بگذارد و جامعه را به نابودی بکشاند.(تا اینجا هیچ مشکلی ندارم.) اما آنچه اسلام در باب ثبوت حق قبول دارد، دین توحید است که همان اسلام است یا پذیرش ذمه، در نتیجه کسی که نه اسلام را بپذیرد و نه ذمه را، حق حیات ندارد!!! (پرسش من همین سلب شدن حق حیات است.) و این امری است که با قانون فطری که اجمالاَ مورد قبول جامعه انسانی است، انطباق دارد!!!
یادآوری:
در کتاب مورد نظر من متاسفانه به هیچ آدرس دیگری جز تفسیر المیزان اشاره نشده است.می خواهم بدانم آیا این مطلب در تفسیر المیزان هست یا نیست؟ و آیا آنچه درباره سلب حق حیات گفته شده درست است یا نه؟
می بخشید که به زحمت می افتید.ممنونم و سبز باشید
پاسخ:

با سلام،در رابطه با سوالی که درباره ی تفسیر المیزان پرسیده بودید ،مربوط به آیه ی 75 آل عمران است و حضرت علامه طباطبایی این جملات(مورد سوال شما ) را زیر مطالبی راجع به انحرافات فخرطلبانه و نژاد پرستانه ی یهودی ها که از انحراف بزرگان دینی آنها منشا می گیرد آورده است،متن را لا اقل دوبار با دقت بخوانید :

بله اصل این حرف که باید بعضی از افراد و بعضی از جوامع از حقوق عمومی محروم شوند - چیزی است که در جامعه بشریت اجتناب ناپذیر است و لیکن آنچه مجتمع بشری صالح در این باب می گوید این است که حقوق نامبرده باید از کسی و از جامعه ای سلب شود که بنا دارد حقوق حقه انسانها را باطل و بنای مجتمع بشری را ویران سازد و اما اینکه معیار در تشخیص حق چیست تا مخالف آن از پیرو آن مشخص گردد؟ اسلام معیار آن را دین حق و یا به عبارت دیگر دین توحید می داند، حال چه اینکه پیرو حق مسلمان باشد و چه اینکه مالیات پرداز به حکومت اسلام باشد و حکومت اسلام او را در تحت ذمه و تکفل خود گرفته باشد، پس کسی که نه دین توحید دارد و نه تسلیم حکومت این دین است« و با آن سر ستیز دارد»، او هیچ حقی از حیات ندارد و این معیار که اسلام آن را معیار صحیح شناخته با ناموس فطرت هم منطبق است، فطرت هر انسان سلیم الفطره ای می گوید کسانیکه دشمن حیات دیگرانند، حق حیات ندارند و خواننده توجه فرمود که اجمال این حکم اسلامی و فطری را مجتمع انسانی نیز معتبر می شمارد.

و از اهل کتاب‏، کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شمری‏، آن را به تو برگرداند؛ و از آنان کسی است که اگر او را بر دیناری امین شمری‏، آن را به تو نمی‏پردازد، مگر آنکه دایماً بر [سر] وی به پا ایستی‏.این بدان سبب است که آنان [به پندار خود] گفتند: «در مورد کسانی که کتاب آسمانی ندارند، بر زیان ما راهی نیست‏.» و بر خدا دروغ می‏بندند با اینکه خودشان [هم‏] می‏دانند.75 آل عمران

در سوال شما آمده بود که آن شخص ،مسلمان یا اهل ذمه نباشد،ولی قسمتی که در گیومه مشخص شده،یعنی«با حکومت توحید سر ستیز دارد» را که عینا در تفسیر المیزان آمده،ذکر نکرده بودید.

در ضمن توجه شما را به  جملات زیر از تفسیر المیزان جلب می کنم :

به این معنی که یک قوم مستکبر و فاسد و مفسد که هیچ امید به ایمان آنها نیست از نظر نظام آفرینش حق حیات ندارد و باید از میان برود، و قوم نوح چنین بودند، چرا که آیات فوق می‏گوید، اکنون که دیگر امیدی به ایمان بقیه نیست آماده ساختن کشتی شو، و درباره ظالمان هیچگونه شفاعت و تقاضای عفو منما.

و [نوح‏] کشتی را می‏ساخت‏، و هر بار که اشرافی از قومش بر او می‏گذشتند، او را مسخره می‏کردند. می‏گفت‏: «اگر ما را مسخره می‏کنید، ما [نیز] شما را همان گونه که مسخره می‏کنید، مسخره خواهیم کرد.» 38هود

 

در این جملات این نکته ذکر شده که هیچ امیدی به ایمان آنها نرود،یعنی باید حجت بر شخص تمام شده باشد،ولی شخص عمدا نخواهد حق را بپذیرد، نه شخصی که مطالب و حقیقت را دقیقا نداند و حجت بر او تمام نشده باشد.

 

در کل به این نتیجه می رسیم که اولا باید حجت برشخص تمام شده باشد و هیچ امیدی به ایمان او نرود،و ثانیا او سر ستیز با حکومت توحیدی اسلام را داشته باشد،در این صورت از نظر نظام آفرینش حق حیات ندارد، البته دو شرط اصلی همان است که شخص نه مسلمان باشد و نه ذمه ی حکومت اسلامی را پذیرفته باشد، دو نکته ای که بیان کردم،دو شرط بعدی هستند که مورد سوال شما بود.

  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤


تغییر قبله در نیمه ی رجب

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سیزده سال در مکه و پس از هجرت هفده ماه در مدینه رو به «بیت المقدس» نماز مى خواند. یهودیان پیامبر را سرزنش کردند و گفتند تو تابع قبله مائى و به سوى قبله ما نماز مى خوانى، پیامبر از این قضیه بسیار ناراحت شد و منتظر امر خداوند بود، تا اینکه در روز نیمه رجب، در مسجد «بنى سالم» در حالى که نماز ظهر مى خواند و دو رکعت از آن گذشته بود، جبرئیل(علیه السلام) نازل شد و بازوى مبارک حضرت را گرفت و به طرف کعبه گردانید و عرض کرد: (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِى السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطَرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...)(1) «نگاه هاى انتظار آمیز تو را به سوى آسمان (براى تعیین قبله نهائى) مى بینیم! اکنون تو را بسوى قبله اى که از آن خشنود باشى، باز مى گردانیم. پس روى خود را به سوى مسجدالحرام کن، هر جا باشید روى خود را به سوى آن برگردانید. و کسانى که کتاب آسمانى به آنها داده شده، به خوبى مى دانند این فرمان حقى است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده; و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن این آیات) غافل نیست»!. مردم که در جماعت حاضر بودند نیز قبله را تغییر داده و به جهت کعبه نماز خواندند. و به همین جهت این مسجد را «ذى القبلتین» نامیدند.(2)
_____________
1-بقره، آیه 144.
2-وقایع الایام، صفحه 308.

به نقل از : http://persian.makarem.ir/

  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧


رحلت اسوه ی صبر الهی، حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد

زینب«ع»

زینب کبرى سلام الله علیها،پیامبر خون شهداى کربلا و همراه حسین«ع»در نهضت خونین عاشورا .حضرت زینب،دختر امیر المؤمنین و فاطمه زهرا«ع»در سال پنجم هجرى،روز 5 جمادى الأولى در مدینه،پس از امام حسین«ع»به دنیا آمد.از القاب اوست:عقیله بنى هاشم،عقیله طالبیین،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،کامله،عابده آل على.زینب را مخفف«زین اب»دانسته‏اند،یعنى زینت پدر.

امام حسین«ع»هنگام دیدار،به احترامش از جا برمى‏خاست.زینب کبرى،از جدش رسول خدا و پدرش امیر المؤمنین و مادرش فاطمه زهرا«ع»حدیث روایت کرده است.(1)این بانوى بزرگ،داراى قوت قلب،فصاحت زبان،شجاعت،زهد و ورع،عفاف و شهامت فوق العاده بود.(2) شوهرش،عبد الله بن جعفر(پسر عموى خودش)بود.از این ازدواج،دو پسر حضرت زینب به نامهاى محمد و عون،در کربلا به شهادت رسیدند.

وقتى امام حسین«ع»پس از امتناع از بیعت با یزید،از مدینه به قصد مکه خارج شد، زینب نیز با این دو فرزند،همراه برادر گشت.در طول نهضت عاشورا،نقش فداکاریهاى عظیم زینب،بسیار بود.سرپرست کاروان اسیران اهل بیت و مراقبت کننده از امام زین العابدین«ع»و افشاگر ستمگرى‏هاى حکام اموى با خطبه‏هاى آتشین بود.زینب،هم دختر شهید بود،هم خواهر شهید،هم مادر شهید،هم عمه شهید.پس از عاشورا و در سفر اسارت،در کوفه و دمشق،خطابه‏هاى آتشینى ایراد کرد و رمز بقاى حماسه کربلا و بیدارى مردم گشت.پس از بازگشت به مدینه نیز،در مجالس ذکرى که براى شهداى کربلا داشت،به سخنورى و افشاگرى مى‏پرداخت.وى به«قهرمان صبر»شهرت یافت.

در سال 63 و به نقلى 65 هجرى درگذشت.قبرش در زینبیه(در سوریه کنونى)است.

برخى نیز معتقدند مدفن او در مصر است.در کتاب«خیرات الحسان»آمده است:در مدینه قحطى پیش آمد.زینب همراه شوهرش عبد الله بن جعفر به شام کوچ کردند و قطعه زمینى داشتند.زینب در همانجا در سال 65 هجرى در گذشت و در همان مکان دفن شد.(3)

صبح ازل طلیعه ایام زینب است‏

پاینده تا به شام ابد نام زینب است‏

در راه دین لباس شهامت چو دوختند

زیبنده آن لباس بر اندام زینب است‏

بارزترین بعد زندگى حضرت زینب،همان پاسدارى از فرهنگ عاشورا بود که با خطابه‏هایش،پیام خون حسین«ع»را به جهانیان رساند.در این زمینه،نوشته‏ها و سروده‏هاى بسیارى است،از جمله این شعر:

سر نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا مى‏ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ‏

پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان‏

در کویر تفته جا مى‏ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمى‏ترین فریاد،در چنگ سکوت‏

از طراز نغمه وا مى‏ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر،استخوان اشگ سرخ‏

در گلوى چشمها مى‏ماند اگر زینب نبود

ذو الجناح داد خواهى،بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بیابانها رها مى‏ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ،سیل انقلاب‏

پشت کوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود(4)

خود زینب نیز از فصاحت و ادب برخوردار بود.در هنگام دیدن سر بریده برادر، خطاب به او چنین سرود:«یا هلالا لما استتم کمالا...»بعدها هم در سوگ حسین«ع»

اشعارى سرود،با این مطلع:«على الطف السلام و ساکنیه...»:سلام بر کربلا و برآرمیدگان آن دشت،که روح خدا در آن قبه‏ها و بارگاههاست.جانهاى افلاکى و پاکى که در زمین خاکى،مقدس و متعالى شدند،آرامگاه جوانمردانى که خدا را پرستیدند و در آن دشتها و هامونها خفتند .سرانجام،گورهاى خاموششان را قبه‏هایى افراشته در برخواهد گرفت،و بارگاهى خواهد شد،داراى صحنهاى گسترده و باز...

پى‏نوشتها

1ـالحسین فى طریقه الى الشهاده،ص .65

2ـدرباره مقامات معنوى زینب و ویژگیهایش،ر.ک:«الخصائص الزینبیه»از سید نور الدین جزایرى .

3ـدرباره زندگینامه حضرت زینب،از جمله ر.ک:«بطلة کربلا»عایشه بنت الشاطى،که با نام«زینب،بانوى قهرمان‏کربلا»به قلم حبیب الله چایچیان و مهدى آیت الله زاده ترجمه شده است.

4ـقادر طهماسبى(فرید.

فرهنگ عاشورا صفحه 216

  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧