تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر المیزان قرآن کریم

ای علی...

حضرت على(علیه السلام) در اواخر عمر هر شب به خانه یکى از فرزندانش مهمان مى شد، شب نوزدهم در منزل شاهزاده ام کلثوم میهمان بود، ام کلثوم(علیها السلام) دو قرص نان با کاسه اى از شیر و مقدارى نمک آورد تا حضرت افطار نماید، آن بزگوار بعد از نماز به سفره نگاه کرد، فرمود: دخترم در یک سفره دو نوع خورش حاضر کردى! مگر نمى دانى من با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)متابعت مى کنم، اى دخترم!«هر که لباس و خوراک او در دنیا نیکوتر است روز قیامت نزد خدا وقوفش زیادتر خواهد بود» دخترم، در حلال دنیا حساب و در حرامش عقاب است. حضرت دستور داد که یکى از دو خورش را بردارد، شاهزاده، شیر را برداشت، حضرت اندکى از نان جو با نمک تناول فرمود و حمد خدا نموده مشغول نماز شد، گاهى از اطاق بیرون مى آمد و به آسمان مى نگریست وتضرع مى نمود و سوره یس را تلاوت مى فرمود، عرض مى کرد: خداوندا مرگ را بر من مبارک گردان و بسیار استرجاع مى نمود و کلمه لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ الْعَلىّ الْعَظیم را مکرراً مى فرمود.
نزدیک صبح که مى خواست به مسجد برود، مرغابیها دور حضرت صیحه زنان گرفته و بال مى زدند، حضرت فرمود: اینها صیحه مى زنند، بعد از این نوحه ها بلند خواهد شد. چون به در خانه رسید، حلقه درب به کمر بند، بند شد و دوباره باز گردید، حضرت کمر را محکم بست و فرمود: علىّ کمرت را محکم براى مرگ ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد و از مرگ نترس وقتى که تو را بخواند، نزدیک صبح روز نوزدهم حضرت وارد مسجد شد بعد از اذان به محراب رفت و به نافله فجر مشغول گردید چون خواست در رکعت اول سر از سجده بردارد شبیب بن بجره قصد قتل آن بزرگوار را کرد ولى شمشیر او به طاق خورد، ولى عبدالرحمن بن ملجم مرادى ملعون به حیله زن ملعونه کوفى بنام قَطّام در روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجرى قمرى در مسجد کوفه با ضربت شمشیر زهرآلود فرق مبارک خورشید ولایت حضرت امیرالمؤمنین را شکافت و فرار کرد.(1)
ـــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 207.
به نقل از :‌ http://persian.makarem.ir/

  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸