تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر سوره ی عصر

 

تفسیر سوره ی عصر از کتاب تفسیر المیزان

حضرت علامه طباطبایی رحمة الله علیه

به نقل از نرم افزار قرآنی سلیم

 

 

سوره ی عصر مکی است و سه آیه دارد.

ترجمه آیات

 

به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

سوگند به عصر (1).

که انسانها همه در خسران و زیانند (2).

مگر افراد و اقلیتی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده و به صبر توصیه نموده‏اند (3).

 

تفسیر آیات

 

این سوره تمامی معارف قرآنی و مقاصد مختلف آن را در کوتاه‏ترین بیان خلاصه کرده، و این سوره از نظر مضمون، هم می‏تواند مکی باشد و هم مدنی، چیزی که هست به مکی بودن شباهت بیشتری دارد.

و العصر در این کلمه به عصر سوگند یاد شده، و از نظر مضمونی که دو آیه بعد دارد مناسب‏تر آن است که منظور از عصر، عصر ظهور رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) باشد، که عصر طلوع اسلام بر افق مجتمع بشری، و ظهور و غلبه حق بر باطل است، چون مضمون دو آیه بعد این است که خسران عالم انسان را فراگیر است و تنها کسانی را فرا نمی‏گیرد که از حق پیروی نموده، و در برابر آن صبر کنند، و این اقلیت عبارتند از کسانی که به خدا و روز جزا ایمان آورده و عمل صالح کنند.

ولی بعضی گفته‏اند: مراد از عصر، وقت عصر، یعنی آخر روز است، چون این وقت دلالت دارد بر تدبیر ربوبی که روز را می‏برد و شب را می‏آورد، و قدرت و سلطنت را از سلطان روز یعنی خورشید سلب می‏کند.

بعضی دیگر گفته‏اند: مراد نماز عصر است، که نماز وسطی است که از همه نمازهای یومیه فضیلت بیشتری دارد.

بعضی دیگر گفته‏اند: مراد شب و روز است، که اصطلاحا به آنها عصران گفته می‏شود.

بعضی دیگر گفته‏اند: منظور از عصر دهر است، که در آن عجائبی وجود دارد، که بر قدرت ربوبی دلالت دارد.

و بعضی دیگر وجوهی دیگر ذکر کرده‏اند.

و در بعضی از روایات آمده که منظور...

بروید به ادامه ی مطلب...

گلگلگل

ادامه ی مطلب

...، عصر ظهور مهدی (علیه‏السلام‏) است که در آن عصر حق بر باطل به طور کامل غلبه کند.

ان الانسان لفی خسر مراد از کلمه انسان جنس انسان است، و کلمه خسر و خسران و خسار خسارة همه به معنای نقص در سرمایه است.

راغب می‏گوید: این کلمه هم در مورد انسان استعمال می‏شود، و گفته می‏شود: فلانی خسران کرد، و هم در مورد عمل انسان بکار می‏رود و می‏گویند: تجارت فلانی خسران کرد.

و اگر در آیه مورد بحث کلمه خسر بدون الف و لام آمده به منظور بزرگداشت آن بوده، و خواسته است بفهماند انسان در خسرانی عظیم است، احتمال هم دارد به منظور تنویع باشد، و بفهماند آدمی در نوعی مخصوص از خسران قرار دارد، غیر خسران مالی و آبرویی، بلکه خسران در ذات که خدای تعالی در باره‏اش فرموده: الذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم القیمة الا ذلک هو الخسران المبین الا الذین امنوا و عملوا الصالحات این استثنا استثنای از جنس انسان است که محکوم به خسران است، و استثنا شدگان افرادی هستند که متصف به ایمان و اعمال صالح باشند چنین افرادی ایمن از خسرانند.

و این بدان جهت است که کتاب خدا بیان می‏کند که انسان موجودی همیشه زنده است، زندگیش با مردن خاتمه نمی‏یابد، و مردن او در حقیقت انتقال از خانه‏ای به خانه‏ای دیگر است، که بیان این معنا در تفسیر آیه شریفه علی ان نبدل امثالکم و ننشئکم فی ما لا تعلمون گذشت، و نیز کتاب خدا بیان می‏کند که قسمتی از این زندگی همیشگی انسان که همان حیات دنیا باشد حیاتی است امتحانی، و سرنوشت ساز که در آن حیات سرنوشت قسمت دیگر یعنی حیات آخرت مشخص می‏گردد، آنها که در آن حیات به سعادت می‏رسند، و یا بدبخت می‏شوند، سعادت و شقاوتشان را در دنیا تهیه کرده‏اند، همچنان که خدای تعالی فرموده: و ما الحیوة الدنیا فی الاخرة الا متاع، و نیز فرموده: کل نفس ذائقة الموت و نبلوکم بالشر و الخیر فتنة.

و نیز بیان می‏کند که مقدمیت این زندگی برای آن زندگی به وسیله مظاهر این زندگی و آثار آن یعنی اعتقادات و اعمال است، اعتقاد حق و عمل صالح ملاک سعادت اخروی و کفر و فسق ملاک شقاوت در آن است، می‏فرماید: و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری ثم یجزیه الجزاء الأوفی و نیز می‏فرماید: من کفر فعلیه کفره و من عمل صالحا فلا نفسهم یمهدون، و باز می‏فرماید: من عمل صالحا فلنفسه و من اساءفعلیها، و در آیاتی بسیار زیاد سرنوشت آخرت را چه خوش و چه بدش را جزا و اجر خوانده.

و نیز با همه این بیانات که از نظرتان گذشت بیان می‏کند که سرمایه آدمی زندگی او است، با زندگی است که می‏تواند وسیله عیش خود در زندگی آخرت را کسب کند، اگر در عقیده و عمل حق را پیروی کند تجارتش سودبخش بوده، و در کسبش برکت داشته است، و در آینده‏اش از شر ایمن است، و اگر باطل را پیروی کند، و از ایمان به خدا و عمل صالح اعراض نماید، تجارتش ضرر کرده (نه تنها از سرمایه عمر چیزی زاید بر خود سرمایه به دست نیاورده، بلکه از خود سرمایه خورده، و سرمایه را وسیله بدبختی خود کرده است) و در آخرتش از خیر محروم شده، لذا در سوره مورد بحث می‏فرماید: ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و مراد از ایمان، ایمان به خدا، و مراد از ایمان به خدا ایمان به همه رسولان او، و مراد از ایمان به رسولان او اطاعت و پیروی ایشان است، و نیز ایمان به روز جزا است همچنان که قرآن در جای دیگر تصریح کرده به اینکه کسانی که به بعضی از رسولان خدا ایمان دارند، و به بعضی ندارند، مؤمن به خدا نیستند.

و ظاهر جمله و عملوا الصالحات این است که به همه اعمال صالح متصف باشد.

پس این جمله استثنائیه شامل فاسقان که بعضی از صالحات را انجام می‏دهند، و نسبت به بعضی دیگر فسق می‏ورزند نمی‏شود، و لازمه این، آن است که منظور از خسران اعم از خسران به تمام معنا باشد یعنی شامل خسران از بعضی جهات هم بشود، و بنابر این دو طایفه خاسرند، یکی آنهایی که از جمیع جهات خاسرند نظیر کفار معاند حق و مخلد در عذاب، دوم آنهایی که در بعضی جهات خاسرند، مانند مؤمنینی که مرتکب فسق می‏شوند و مخلد در آتش نیستند چند صباحی عذاب می‏بینند، بعد عذابشان پایان می‏پذیرد و مشمول شفاعت و نظیر آن می‏شوند.

و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر کلمه تواصی به معنای سفارش کردن این به آن و آن به این است.

و تواصی به حق این است که: یکدیگر را به حق سفارش کنند، سفارش کنند به اینکه از حق پیروی نموده و در راه حق استقامت و مداومت کنند، پس دین حق چیزی به جز پیروی اعتقادی و عملی از حق، و تواصی بر حق نیست، و تواصی بر حق عنوانی است وسیع‏تر از عنوان امر به معروف و نهی از منکر، چون امر به معروف و نهی از منکر شامل اعتقادیات و مطلق ترغیب و تشویق بر عمل صالح نمی‏شود، ولی تواصی بر حق، هم شامل امر به معروف می‏شود و هم شامل عناوین مذکور.

در اینجا سؤالی به نظر می‏رسد، و آن این است که: تواصی به حق، خود یکی از اعمال صالح است، و با اینکه قبلا عنوان کلی و عملوا الصالحات را ذکر کرده بود، چه نکته‏ای باعث شد که خصوص تواصی به حق را نام ببرد؟ جوابش این است که: این از قبیل ذکر خاص بعد از عام است، که در مواردی بکار می‏رود که گوینده نسبت به خاص عنایت بیشتری داشته باشد، و شاهد بر اینکه خدای تعالی از میان همه اعمال صالح به تواصی به حق عنایت بیشتر داشته، و بدین منظور خصوص آن را بعد از عموم اعمال صالح ذکر نموده این است که همین تواصی را در مورد صبر تکرار کرد، و با اینکه می‏توانست بفرماید: و تواصوا بالحق و الصبر، فرمود: و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

و بنابر همه آنچه گفته شد، ذکر تواصی به حق و به صبر، بعد از ذکر اتصافشان به ایمان و عمل صالح برای این بوده که اشاره کند به حیات دلهای مؤمنین، و پذیرا گشتن سینه‏هاشان برای تسلیم خدا شدن، پس مؤمنین اهتمامی خاص و اعتنایی تام به ظهور سلطنت حق و گسترده شدن آن بر همه مردم دارند، و می‏خواهند همه جا حق پیروی شود، و پیروی آن دائمی گردد، و خدای تعالی درباره آنان فرموده: ا فمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله اولئک فی ضلال مبین.

در آیه مورد بحث صبر را مطلق آورده، و بیان نکرده که صبر در چه مواردی محبوب است، و نتیجه این اطلاق آن است که مراد از صبر اعم از صبر بر اطاعت خدا و صبر از معصیت و صبر در برخورد با مصائبی است که به قضا و قدر خدا به آدمی می‏رسد. 

 

بحث روایتی

در تفسیر قمی به سند خود از عبد الرحمان بن کثیر از امام صادق (علیه‏السلام‏) نقل کرده که در تفسیر آیه الا الذین امنوا . . .  فرمود: در این جمله خدای تعالی اهل صفوت از خلق خود را استثناء کرده.

مؤلف: و در ذیل روایت، ایمان را بر ایمان به ولایت علی (علیه‏السلام‏) و تواصی به حق را بر توصیه ذریات و نسلهای خود به ولایت علی تطبیق نموده است.

و در الدر المنثور است که ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده که در تفسیر آیه و العصر ان الانسان لفی خسر گفته: منظور از این انسان، ابو جهل بن هشام است.

و در تفسیر آیه الا الذین امنوا و عملوا الصالحات گفته: منظور علی و سلمان است.

 التماس دعا


  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۸
تگ ها : سوره ی عصر