تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر سوره ی عادیات(قسمت اول)

 

سوره عادیات مدنی است و یازده آیه دارد

ترجمه آیات

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر.

قسم به اسبانی که (سواران در جهاد کفار تاختند تا جایی که) نفسشان به شماره افتاد (1).

و در تاختن از سم ستوران بر سنگ آتش افروختند (2).

و (بر دشمن شبیخون زدند تا) صبحگاهان آنها را به غارت گرفتند (3).

و گرد و غبار (از دیار کفار) بر انگیختند (4).

و سپاه دشمن را همه در میان گرفتند (5).

که انسان نسبت به پروردگارش کافر نعمت و ناسپاس است (6).

و خود او نیز بر این ناسپاسی البته گواهی خواهد داد (7).

و هم او بر حب مال دنیا سخت فریفته و بخیل است (8).

آیا نمی‏داند که روزی (برای جزای نیک و بد اعمال) از قبرها بر انگیخته می‏شود؟ (9).

 

تفسیر آیات

 

این سوره درباره ناسپاسی انسان و کفران نعمت‏های پروردگارش و حب شدیدش نسبت به خیر سخن می‏گوید، و نتیجه می‏گیرد با اینکه دوستدار خیر خلق شد، و با اینکه خیر را تشخیص می‏دهد، اگر انجام ندهد حجتی بر خدا ندارد، بلکه خدا بر او حجت دارد، و به زودی به حسابش می‏رساند.

و این سوره به شهادت سوگندهای اولش در مدینه نازل شده، چون یکی از آن سوگندها جمله و العادیات ضبحا ... است، که ظاهرش به بیانی که می‏آید این است که مراد از آن اسبان سربازان و مجاهدین در جنگ است، و همه می‏دانیم که جنگهای اسلامی در مدینه واقع شده، و اصولا مساله جهاد بعد از هجرت تشریع شد، روایاتی هم که از طرق شیعه از ائمه اهل بیت (علیهم‏السلام‏) رسیده مؤید این نظریه است، چون در آن روایات آمده که این سوره در باره علی (علیه‏السلام‏) نازل شده، آن زمانی که به غزوه ذات السلاسل رفته بود.و نیز بعضی از روایات وارده از طرق اهل سنت آن را تایید می‏کند، که ان شاء الله در بحث روایتی آینده به آن روایات اشاره می‏شود.

و العادیات ضبحا کلمه عادیات از مصدر عدو است، که به معنای...

بروید به ادامه ی مطلب...

 

گلگلگلگلگل

 

 

ادامه ی مطلب...

دویدن به سرعت است، و کلمه ضبح به معنای صوتی است که از نفس نفس زدن اسبان در حین دویدن شنیده می‏شود، و آنچه معهود در ذهن همه و معروف در بین اهل لسان است، این است که این کلمه در خصوص اسبان بکار می‏رود، هر چند که بعضی ادعا کرده‏اند که این صدا برای بسیاری حیوانات دیگر نیز دست می‏دهد، و به هر حال معنای آیه این است که: سوگند می‏خورم به اسبان تیزتک، که نفس نفس می‏زنند.

ولی بعضی گفته‏اند: مراد از آن شتران حاجیان است، که صاحبان خود را در روزعید قربان از مشعر به منی می‏برند.

بعضی دیگر گفته‏اند: مراد شتران سربازان و جنگجویان در راه خدا است.

ولی صفاتی که در آیات بعدی برای عادیات ذکر کرده با این دو قول که عادیات را به شتران معنا کرده‏اند نمی‏سازد.

فالموریات قدحا کلمه موریات جمع اسم فاعل از مصدر ایراء است، که به معنای برون کردن آتش (از سنگ چخماق) است، و کلمه قدح به معنای زدن به ضرب است وقتی گفته می‏شود: قدح فاوری معنایش این است سنگ و چخماق را به هم کوبید، و جرقه بیرون آورد.

و منظور از اینکه اسبان عادیات را توصیف کرده به موریات قدحا این است که این اسبان در هنگام دویدن در زمین سنگزار جرقه‏هایی از برخورد نعلهایشان به سنگ زمین بیرون می‏جهد.

ولی بعضی ها گفته‏اند: مراد از ایراء مکر جنگندگان در میدان جنگ است.

بعضی دیگر گفته‏اند: منظور آتش افروختن است.

بعضی دیگر گفته‏اند: منظور زبان مردان است که آتش‏ها می‏افروزد، و با پاره سخنان سخت و ناهنجار خود فتنه‏ها می‏انگیزند، لیکن این اقوال سخنانی ضعیف است.

فالمغیرات صبحا کلمه مغیرات جمع مؤنث اسم فاعل از باب افعال (اغارة) است، و اغارة و همچنین غارة به معنای سواره هجوم بردن بر دشمن به طور ناگهانی است، و این جمله که به ظاهر و مجازا صفت خیل قرار گرفته، در واقع صفت سوارگان صاحب خیل است، و معنایش این است که: سوگند می‏خورم به سوارگان که در هنگام صبح و بناگهانی بر دشمن هجوم می‏آورند.

ولی بعضی گفته‏اند: مراد از مغیرات، شترانی است که سوارگان خود را در روز قربان از مشعر به منی می‏آورند، سنت هم همین است که از مشعر حرکت نکنند تا آفتاب روز عید طلوع کند، و اغاره در اینجا به معنای غارت بردن نیست، بلکه به معنای سیر سریع است. ولی این تفسیر از این نظر که خلاف ظاهر کلمه اغاره است درست نیست.

فاثرن به نقعا کلمه اثرن جمع مؤنث غایب از فعل ماضی و از مصدر اثاره است که به معنای انگیختن گرد و غبار و امثال آن است، و کلمه نقع به معنای غبار است.

و معنای آیه این است که: سوگند به هجوم کنندگان در صبح، که با اغاره به دشمن و دست و پاچه کردن آنان گرد و غبار برمی‏انگیزند.

بعضی از مفسرین در پاسخ از این اشکال که چرا در این سوره، فعل (أثرن) عطف بر اسم فاعل (مغیرات) شده، با اینکه اسم فاعل صفت است، و فعل عطف به صفت نمی‏شود؟ گفته: هیچ عیبی ندارد، چون اسم فاعل مذکور به معنای فعل است و کانه فرموده: اقسم باللاتی عدون فاورین فاغرن فاثرن (سوگند به سوارگانی که نفس‏زنان می‏دوند، و جرقه از نعل اسبانشان می‏جهد، پس غارت می‏برند و غبار می‏انگیزند).

فوسطن به جمعا کلمه وسط که مصدر فعل وسطن است، به معنای توسط - در وسط قرار گرفتن - است، و ضمیر به به صبح بر می‏گردد، و حرف باء به معنای حرف فی است، که در این صورت معنا چنین می‏شود: پس در وقت صبح در وسط جمع قرار گرفتند.

ممکن هم هست ضمیر به کلمه نقع برگردد، و حرف با برای ملابسه باشد، که در این صورت معنا چنین می‏شود: پس در هنگام صبح دسته جمعی در وسط غبار قرار گرفتند.

بعضی گفته‏اند: منظور در وسط قرار گرفتن شتران در جمع منی است.

ولی خواننده محترم توجه دارد که حمل کردن آیات پنجگانه، با اینکه تک تک مفردات آن ظهور در سوارکاران دارد، بر شتران حاجیان که از مشعر به منی کوچ می‏کنند حملی است بی‏اندازه خلاف ظاهر.

پس متعین آن است که آیات را حمل بر جنگندگان اسلام کنیم، و سیاق آیات مخصوصا جمله فالمغیرات صبحا، و جمله فوسطن به جمعا می‏رساند که منظور همان جنگندگان است، که خدای تعالی در این آیات به آنان سوگند یاد کرده، و حرف فاء در آیات چهارگانه دلالت دارد بر اینکه مضمون آنها مترتب بر همین سوگند است.

ان الانسان لربه لکنود کلمه کنود به معنای کفرانگر است و این آیه مانند آیه شریفه ان الانسان لکفور از آنچه در طبع بشر نهفته شده خبر می‏دهد، و آن این است که پیرو هوای نفس و دلداده به لذائذ دنیا است، و در نتیجه از شکر پروردگارش در مقابل نعمت‏هایی که به او ارزانی داشته منقطع می‏شود.

و در این لحن گفتار تعریضی است به آن مردمی که مسلمانان بر سرشان تاختند، و گویا منظور از کفرانگریشان، کفران نعمت اسلام است، که از بزرگترین نعمت‏هایی است که خدا بر بشر و بر آنان انعام فرموده، و چه کفرانی بالاتر از این که چنین نعمتی را که مایه پاکی زندگی دنیا و سعادت حیات ابدیشان است نپذیرند، و کار به جایی برسد که لشکر اسلام بر سرشان بتازد.

و انه علی ذلک لشهید ظاهر سیاق ضمیرهای پی در پی این است که: ضمیر در جمله مورد بحث هم مانند سایر ضمایر به انسان بر گردد، آن وقت مقصود از شاهد بودن انسان علیه خودش، این می‏شود که انسان خودش آگاه به کفرانگری خود هست، و نیز می‏داند که کفران صفت نکوهیده‏ای است، در نتیجه معنای آیه قبل و آیه مورد بحث این می‏شود که: انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است، و خودش بر این معنا شاهد است، و کفران خود را تحمل می‏کند.

پس آیه شریفه در معنای آیه بل الانسان علی نفسه بصیرة است.

و بعضی گفته‏اند: ضمیر به کلمه الله بر می‏گردد.

ولی وحدت سیاق اجازه نمی‏دهد این چنین مرجع ضمایر را مختلف بدانیم.

و انه لحب الخیر لشدید بعضی از مفسرین گفته‏اند: لام در جمله لحب الخیر لام تعلیل است، و کلمه خیر در اینجا به معنای مال است، و معنای جمله این است که: انسان برای دوستی مال، بسیار شدید یعنی بخیل و تنگ نظر است.

و بعضی گفته‏اند: مراد آیه این است که: انسان نسبت به مال دنیا شدید الحب است، و این شدت حب وادارش می‏کند به اینکه از دادن حق خدا امتناع بورزد، و مال خود را در راه خدا انفاق نکند.

این چنین آیه را تفسیر کرده‏اند.

و بعید نیست مراد از خیر، تنها مال نباشد، بلکه مطلق خیر باشد، و آیه شریفه بخواهد بفرماید: حب خیر فطری هر انسانی است، و به همین جهت وقتی زینت و مال دنیا را خیر خود می‏پندارد قهرا دلش مجذوب آن می‏شود، و این شیفتگی یاد خدا را از دلش می‏برد و در مقام شکرگزاری او بر نمی‏آید.

افلا یعلم اذا بعثر ما فی القبور ... لخبیر مصدر بعثرة نظیر مصدر بحثرة به معنای بعث و نشر است، یعنی برانگیخته شدن و منتشر گشتن.

ادامه دارد...

التماس دعا

 

تفسیر سوره ی عادیات از کتاب تفسیر المیزان

حضرت علامه طباطبایی رحمة الله علیه

به نقل از نرم افزار قرآنی سلیم

گلگلگلگلگل 

  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳٠