تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر المیزان قرآن کریم

تفسیر سوره ی بقره(آیات84تا88)

گل تفسیر سوره ی بقرهگل

گلاز کتاب گرانقدر تفسیر المیزان قرآن کریمگل

گلنوشته ی علامه محمد حسین طباطبایی(رحمة الله علیه)گل

گلبه نقل از نرم افزار قرآنی سلیمگل

گل تفسیر آیات٨۴تا٨٨سوره ی بقرهگل

گلگلگلگلگل

گلترجمه آیاتگل

 

و چون از شما این پیمانتان بگرفتیم که خون یکدگر مریزید و یکدگر را از دیار بیرون مکنید و آنگاه شما اقرار هم کردید و شهادت دادید (84).

ولی همین شما خودتان یکدیگر را می‏کشید و طائفه‏ای از خود را از دیارشان بیرون می‏کنید و علیه ایشان پشت به پشت هم میدهید و در باره آنان گناه و تجاوز مرتکب میشوید و اگر به اسیری نزد شما شوند فدیه می‏گیرید با اینکه فدیه گرفتن بر شما حرام بود همچنانکه بیرون کردن حرام بود پس چرا به بعضی از کتاب ایمان می‏آورید و به بعضی دیگر کفر می‏ورزید و پاداش کسیکه چنین کند بجز خواری در زندگی دنیا و اینکه روز قیامت بطرف بدترین عذاب برگردد چیست؟ و خدا از آنچه می‏کنید غافل نیست (85).

اینان همانهایند که زندگی دنیا را با بهای آخرت خریدند و بهمین جهت عذاب از ایشان تخفیف نمی‏پذیرد و نیز یاری نمیشوند (86).

ما به موسی کتاب دادیم و در پی او پیامبرانی فرستادیم و به عیسی بن مریم معجزاتی دادیم و او را با روح القدس تایید کردیم آیا این درست است که هر وقت رسولی بسوی شما آمد و کتابی آورد که باب میل شما نبود استکبار بورزید طائفه‏ای از فرستادگان را تکذیب نموده و طائفه‏ای را بقتل برسانید (87).

و گفتند: دلهای ما در غلاف است بلکه خدا بخاطر کفرشان لعنتشان کرده و در نتیجه کمتر ایمان می‏آورند (88).

 

گلتفسیر آیاتگل

 

(لا تسفکون دماءکم) الخ این جمله باز مانند جمله قبل، امری است بصورت جمله خبری، و کلمه (سفک) بمعنای ریختن است.

(تظاهرون علیهم) الخ، کلمه (تظاهرون)، از مصدر مظاهره (باب مفاعله) است، و مظاهره بمعنای معاونت است، چون ظهیر بمعنای عون و یاور است، و از کلمه (ظهر - پشت) گرفته شده، چون یاور آدمی پشت آدمی را محکم می‏کند.

(و هو محرم علیکم اخراجهم)، ضمیر (هو) ضمیر قصه و یا شان است، و این معنا را می‏دهد (مطلب از این قرار است، که برون کردن آنان بر شما حرام است) مانند ضمیر (هو) در جمله (قل هو الله احد، بگو مطلب بدین قرار است، که الله یگانه است).

(ا فتؤمنون ببعض الکتاب) الخ یعنی چه فرقی هست میان گرفتن فدیه؟ و بیرون کردن؟ که حکم فدیه را گرفتید، و حکم حرمت اخراج را رها کردید، با اینکه هر دو حکم، در کتاب بود، آیا ببعضی از کتاب ایمان می‏آورید، و بعضی دیگر را ترک می‏کنید، و کفر می‏ورزید؟ (و قفینا) الخ این کلمه از مصدر تقفیه است، که بمعنای پیروی است، و از کلمه (قفا) پشت گردن گرفته شده، کانه شخص پیرو، پشت گردن و دنبال سر پیشرو خود حرکت می‏کند.

(و آتینا عیسی بن مریم البینات) الخ، بزودی در سوره آل عمران انشاء الله پیرامون این آیه بحث می‏کنیم.

(و قالوا قلوبنا غلف)، کلمه (غلف) جمع اغلف است، و اغلف از ماده غلاف است، و معنای جمله این است که در پاسخ گفتند: دلهای ما در زیر غلافها و لفافه‏ها، و پرده‏ها قرار دارد، و این جمله نظیر آیه: (و قالوا قلوبنا فی اکنة مما تدعونا الیه، گفتند: دلهای ما در کنانه‏ها است، از آنچه شما ما را بدان میخوانید) میباشد، و این تعبیر در هر دو آیه کنایه است از اینکه ما نمیتوانیم بانچه شما دعوتمان می‏کنید گوش فرا دهیم.

 

بحث روایتی

در کافی از امام ابی جعفر (علیه‏السلام‏) روایت آورده، که در ذیل جمله: (و قولوا للناس حسنا) الخ، فرمود: بمردم بهترین سخنی که دوست میدارید بشما بگویند، بگوئید.

و نیز در کافی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که در تفسیر جمله نامبرده فرموده: با مردم سخن بگوئید، اما بعد از آنکه صلاح و فساد آنرا تشخیص داده باشید، و آنچه صلاح است بگوئید.

و در کتاب معانی، از امام باقر (علیه‏السلام‏) روایت کرده، که فرموده: بمردم چیزی را بگوئید، که بهترین سخنی باشد که شما دوست میدارید بشما بگویند، چون خدای عز و جل دشنام و لعنت و طعن بر مؤمنان را دشمن میدارد، و کسی را که مرتکب این جرائم شود، فاحش و مفحش باشد، و دریوزگی کند، دوست نمیدارد، در مقابل، اشخاص با حیا و حلیم و عفیف، و آنهائی را که میخواهند عفیف شوند، دوست میدارد.

مؤلف: مرحوم کلینی هم در کافی مثل این حدیث را بطریقی دیگر از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده، و همچنین عیاشی از آنجناب آورده، و نیز کلینی مثل حدیث دوم را در کافی از امام صادق، و عیاشی مثل حدیث سوم را از آنجناب آورده.

و چنین بنظر می‏رسد که ائمه (علیهم‏السلام‏) این معانی را از اطلاق کلمه حسن استفاده کرده‏اند، چون هم نزد و ینده‏اش مطلق است، و هم از نظر مورد.

و در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده، که فرمود: خدایتعالی محمد (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را با پنج شمشیر مبعوث کرد 1 - شمشیری علیه اهل ذمه که در باره‏اش فرموده: (قاتلوا الذین لا یؤمنون، با کسانیکه ایمان نمی‏آورند قتال کن)، و این آیه ناسخ آن آیه دیگر است، که در باره اهل ذمه می‏فرمود: (و قولوا للناس حسنا) (تا آخر حدیث).

مؤلف: امام (علیه‏السلام‏) باطلاق دیگر این آیه، یعنی اطلاق در کلمه (قولوا) تمسک کرده، چون  اطلاق آن، هم شامل کلام میشود، و هم شامل مطلق تعرض، مثلا وقتی میگویند (باو چیزی جز نیک و خیر مگو)، معنایش این است که جز بخیر و نیکوئی متعرضش مشو، و تماس مگیر.

البته این در صورتی است که منظور امام (علیه‏السلام‏) از نسخ، معنای اخص آن باشد، که همان معنای اصطلاحی کلمه است، ولی ممکن است مراد به نسخ معنای اعم آن باشد، که بزودی در ذیل آیه: (ما ننسخ من آیة او ننسها نات بخیر منها او مثلها)، بیان مفصلش خواهد آمد انشاء الله، و خلاصه‏اش این است که نسخ بمعنای اعم، شامل هم نسخ احکام میشود، و هم نسخ و تغییر و تبدیل موجودات، بطور عموم، و این معنای از نسخ، در کلمات ائمه (علیهم‏السلام‏) زیاد آمده، و بنابراین آیه مورد بحث، و آیه قتال در یک مورد نخواهند بود، بلکه آیه مورد بحث که سفارش به قول حسن می‏کند، مربوط بموردی است، و آیه قتال با اهل ذمه مربوط بموردی دیگر است.

 

گل التماس دعاگل

 

  
نویسنده : علی مهدوی ; ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٧