تفسیر سوره ی بقره(آیات154تا163)

ادامه...

هیچ هدف مقدس و گرانبهائی بدون دادن قربانی یا قربانیها بدست نیامده و این یکی از سنن این جهان است.

قرآن کریم کرارا از این دسته سخن به میان آورده و آنها را سخت سرزنش می‏کند.

گروهی از این قماش مردم در آغاز اسلام بودند که هر گاه کسی از مسلمانان در میدان جهاد به افتخار شهادت نائل می‏آمد می‏گفتند فلانی مرد! و با اظهار تاسف از مردنش، دیگران را مضطرب می‏ساختند.

خداوند در پاسخ این گفته‏های مسموم پرده از روی یک حقیقت بزرگ بر می‏دارد و با صراحت می‏گوید: شما حق ندارید کسانی را که در راه خدا جان می‏دهند مرده بخوانید آنها زنده‏اند، زنده جاویدان، و از روزیهای معنوی در پیشگاه خدا بهره می‏گیرند، با یکدیگر سخن می‏گویند، و از سرنوشت پربارشان کاملا خشنودند، اما شما که در چهار دیواری محدود عالم ماده محبوس و زندانی هستید این حقایق را نمی‏توانید درک کنید.

 

نکته‏ها:

1 - چگونگی حیات جاودانی شهیدان

در اینکه حیات و زندگی شهیدان چگونه است؟ در میان مفسران گفتگو است، بدون شک ظاهر آیه این است که آنها دارای یکنوع حیات برزخی و روحانی هستند چرا که جسمشان از هم متلاشی شده و به گفته امام صادق (علیه‏السلام‏) آن حیات با بدنی است مثالی (بدن مجرد از ماده معمولی و همگون این بدن) که تفسیر آن در سوره مؤمنون آیه 100 و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون خواهد آمد.

بعضی از مفسران این زندگی را به عنوان یک حیات غیبی و مخصوص به شهداء دانسته‏اند و گفته‏اند ما توضیح بیشتری در باره چگونگی این زندگی و طرز استفاده از آن را در اختیار نداریم.

بعضی دیگر حیات را در اینجا به معنی هدایت، و مرگ را به معنی گمراهی دانسته‏اند، و گفته‏اند معنی آیه این است که هر کس کشته شد نگوئید گمراه است، بلکه او هدایت شده است بعضی دیگر حیات جاوید شهیدان را زنده ماندن نام آنها و مکتب آنها می‏دانند.

ولی با توجه به آنچه در تفسیر اول گفتیم روشن می‏شود که هیچیک از این احتمالات قابل قبول نیست، نه لزومی دارد که آیه را به معانی مجازی تفسیر کنیم و نه مساله حیات برزخی را مخصوص شهیدان بدانیم، بلکه شهیدان دارای حیات روحانی و برزخی هستند با این امتیاز که در قرب رحمت پروردگارند و متنعم به انواع نعمتهای او می‏باشند.

2 - مکتبی که به شهادت افتخار می‏کند

اسلام با ترسیمی که از مساله شهادت در آیه فوق و آیات دیگر قرآن کرده است عامل بسیار مهم تازه‏ای را در مبارزه حق در برابر باطل وارد میدان ساخته است، عاملی که کاربرد آن از هر سلاحی بیشتر، و تاثیر آن از همه برتر است، عاملی که می‏تواند خطرناکترین و وحشتناکترین سلاحهای عصر و زمان ما را در هم بشکند، چنانکه در تاریخ انقلاب اسلامی کشور ما ایران با کمال وضوح این حقیقت را با چشم دیدیم که عشق به شهادت علی رغم تمام کمبودهای ظاهری عامل پیروزی سربازان اسلام در برابر قدرتهای بزرگ شد.

و اگر در تاریخ اسلام و حماسه‏های جاویدان جهادهای اسلامی و شرح ایثارگریهای کسانی را که با تمام وجودشان در راه پیشبرد این آئین پاک جانفشانی کردند دقت کنیم می‏بینیم یک دلیل مهم همه آن پیروزیها همین بود که اسلام در تعلیمات خود این درس بزرگ را به آنها آموخته بود که شهادت در راه خدا و در طریق حق و عدالت به معنی فناء و نابودی و مرگ نیست، بلکه سعادت است و زندگی جاویدان و افتخار ابدی.

سربازانی که چنین درسی را در این مکتب بزرگ آموخته‏اند هرگز قابل مقایسه با سربازان عادی نیستند، سرباز عادی به حفظ جان خود می‏اندیشد، اما آنها برای حفظ مکتب پیکار می‏کنند و پروانه‏وار می‏سوزند و قربانی می‏شوند و افتخار می‏کنند.

3 - زندگی برزخی و بقای روح

- ضمنا از این آیه موضوع بقای روح و زندگی برزخی انسانها (زندگی پس از مرگ و قبل از رستاخیز) به روشنی اثبات می‏شود و پاسخ صریحی است به کسانی که می‏گویند قرآن به مساله بقای روح و زندگی برزخی اشاره‏ای نکرده است.

شرح بیشتر در باره این موضوع و همچنین مساله حیات جاویدان شهیدان و پاداش مهم و مقام والای کشتگان راه خدا را در جلد سوم تفسیر نمونه صفحه 168 (ذیل آیه 169 سوره آل عمران) مطالعه فرمائید.

 

جهان صحنه آزمایش الهی است

بعد از ذکر مساله شهادت در راه خدا، و زندگی جاوید شهیدان، و همچنین مساله صبر و شکر که هر کدام یکی از چهره‏های آزمایشهای الهی است، در این آیه به مساله آزمایش به طور کلی و چهره‏های گوناگون آن اشاره می‏کند و به عنوان یک امر قطعی و تخلف‏ناپذیر می‏فرماید: به طور مسلم ما همه شما را با اموری همچون ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود میوه‏ها آزمایش می‏کنیم (و لنبلونکم بشی‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات).

و از آنجا که پیروزی در این امتحانات جز در سایه مقاومت و پایداری ممکن نیست در پایان آیه می‏فرماید: و بشارت ده صابران و پایداران را (و بشر الصابرین).

آنها هستند که از عهده این آزمایشهای سخت به خوبی بر می‏آیند و بشارت پیروزی متعلق به آنها است، اما سست عهدان بی استقامت از بوته این آزمایشها سیه‏روی درمی‏آیند.

آیه بعد صابران را معرفی کرده می‏گوید: آنها کسانی هستند که هر گاه مصیبتی به آنها رسد می‏گویند ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می‏گردیم (الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون).

توجه به این واقعیت که همه از او هستیم این درس را به ما می‏دهد که از زوال نعمتها هرگز ناراحت نشویم، چرا که همه این مواهب بلکه خود ما تعلق به او داریم، یکروز می‏بخشد و روز دیگر مصلحت می‏بیند و از ما باز می‏گیرد و هر دو صلاح ما است.

و توجه به این واقعیت که ما همه به سوی او باز می‏گردیم به ما اعلام می‏کند که اینجا سرای جاویدان نیست زوال نعمتها و کمبود مواهب و یا کثرت وفور آنها همه زودگذر است، و همه اینها وسیله‏ای است برای پیمودن مراحل تکامل، توجه به این دو اصل اساسی اثر عمیقی در ایجاد روح استقامت و صبر دارد.

بدیهی است منظور از گفتن جمله انا لله و انا الیه راجعون تنها ذکر زبانی آن نیست، بلکه توجه به حقیقت و روح آن است که یکدنیا توحید و ایمان در عمق آن نهفته است.

و در آخرین آیه مورد بحث الطاف بزرگ الهی را برای صابران و سخت کوشان که از عهده این امتحانات بزرگ بر آمده‏اند بازگو می‏کند و می‏گوید: اینها کسانی هستند که لطف و رحمت خدا و درود الهی بر آنها است (اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة) این الطاف و رحمتها آنها را نیرو می‏بخشد که در این راه پر خوف و خطر گرفتار اشتباه و انحراف نشوند، لذا در پایان آیه می‏فرماید: و آنها هستند هدایت یافتگان (و اولئک هم المهتدون).

و به این ترتیب فشرده‏ای از مساله بزرگ امتحان و هدف نهائی و چهره‏های مختلف، و عوامل پیروزی و همچنین نتائج آن را در این چند جمله کوتاه روشن می‏سازد.

 

نکته‏ها:

1 - چرا خدا مردم را آزمایش می‏کند؟

در زمینه مساله آزمایش الهی بحث فراوان است، نخستین سؤالی که به ذهن می‏رسد این است که مگر آزمایش برای این نیست که اشخاص یا چیزهای مبهم و ناشناخته را بشناسیم و از میزان جهل و نادانی خود بکاهیم؟ اگر چنین است خداوندی که علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه کس و همه چیز آگاه است، غیب آسمان و زمین را با علم بی‏پایانش می‏داند، چرا امتحان می‏کند؟ مگر چیزی بر او مخفی است که با امتحان آشکار شود؟! پاسخ این سؤال مهم را در اینجا باید جستجو کرد که مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند با آزمایشهای ما بسیار متفاوت است.

آزمایش‏های ما همانست که در بالا گفته شد یعنی برای شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهی در واقع همان پرورش و تربیت است.

توضیح اینکه در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یک قانون کلی و سنت دائمی پروردگار است که برای شکوفا کردن استعدادهای نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را می‏آزماید، یعنی همانگونه که فولاد را برای استحکام بیشتر در کوره می‏گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمی را نیز در کوره حوادث سخت پرورش می‏دهد تا مقاوم گردد.

در واقع امتحان خدا به کار باغبانی پر تجربه شبیه است که دانه‏های مستعد را در سرزمینهای آماده می‏پاشد، این دانه‏ها با استفاده از مواهب طبیعی شروع به نمو و رشد می‏کنند، تدریجا با مشکلات می‏جنگند و با حوادث پیکار می‏نمایند در برابر طوفانهای سخت و سرمای کشنده و گرمای سوزان ایستادگی به خرج می‏دهند تا شاخه‏گلی زیبا یا درختی تنومند و پر ثمر بار آید که بتواند به زندگی و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

سربازان را برای اینکه از نظر جنگی نیرومند و قوی شوند به مانورها و جنگهای مصنوعی می‏برند و در برابر انواع مشکلات تشنگی، گرسنگی، گرما و سرما، حوادث دشوار، موانع سخت، قرار می‏دهند تا ورزیده و آبدیده شوند.

و این است رمز آزمایشهای الهی.

قرآن مجید به این حقیقت در جای دیگر تصریح کرده می‏گوید و لیبتلی الله ما فی صدورکم و لیمحص ما فی قلوبکم و الله علیم بذات الصدور: او آنچه را شما در سینه دارید می‏آزماید تا دلهای شما کاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است (آل عمران - 154).

امیر مؤمنان علی (علیه‏السلام‏) تعریف بسیار پر معنی در زمینه فلسفه امتحانات الهی دارد می‏فرماید: و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لکن لتظهر الافعال التی بها یستحق الثواب و العقاب: گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاهتر است ولی آنها را امتحان می‏کند تا کارهای خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از آنها ظاهر گردد.

یعنی صفات درونی انسان به تنهائی نمی‏تواند معیاری برای ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانی که در لابلای اعمال انسان خودنمائی کند، خداوند بندگان را می‏آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشکار کنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر او گردند.

اگر آزمایش الهی نبود این استعدادها شکوفا نمی‏شد و درخت وجود انسان میوه‏های اعمال بر شاخسارش نمایان نمی‏گشت و این است فلسفه آزمایش الهی در منطق اسلام.

2 - آزمایش خدا همگانی است

از آنجا که نظام حیات در جهان هستی نظام تکامل و پرورش است و تمامی موجودات زنده مسیر تکامل را می‏پیمایند، حتی درختان استعدادهای نهفته خود را با میوه بروز می‏دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومی می‏بایست آزمایش شوند و استعدادات خود را شکوفا سازند.

گرچه امتحانات الهی متفاوت است، بعضی مشکل، بعضی آسان و قهرا نتائج آنها نیز با هم فرق دارد، اما به هر حال آزمایش برای همه هست، قرآن مجید به امتحان عمومی انسانها اشاره کرده می‏فرماید: ا حسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون: آیا مردم گمان می‏کنند بدون امتحان رها می‏شوند، نه هرگز بلکه همگی باید امتحان دهند (عنکبوت آیه 1).

قرآن نمونه‏هائی از امتحانات پیامبران را نیز بازگو کرده است آنجا که می‏فرماید: و اذ ابتلی ابراهیم ربه: خداوند ابراهیم را امتحان کرد (بقره - 124).

در جای دیگر آمده است: فلما رآه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربی لیبلونی ا اشکر ام اکفر: هنگامی که یکی از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن از راه دور برای او حاضر کرد، سلیمان گفت این لطف خدا است برای اینکه مرا امتحان کند آیا شکرگزاری می‏کنم یا کفران؟ (نمل - 40).

3 - طرق آزمایش

در آیه فوق نمونه‏هائی از اموری که انسان با آنها امتحان می‏شود بیان شده، از قبیل: ترس، گرسنگی، زیانهای مالی، و مرگ... ولی وسائل آزمایش خداوند منحصر به اینها نیست بلکه امور دیگری نیز در قرآن به عنوان وسیله امتحان آمده است، مانند فرزندان، پیامبران، و دستورات خداوند، حتی بعضی از خوابها ممکن است از وسائل آزمایش باشد، شرور و خیرها نیز از آزمایشهای الهی محسوب می‏شوند (و نبلوکم بالشر و الخیر) (انبیاء - 35).

بنا بر این مواردی که در آیه شمرده شده جنبه انحصاری ندارد، هر چند از نمونه‏های روشن و زنده آزمایشهای الهی است.

و می‏دانیم که مردم در برابر آزمایشهای خداوند به دو گروه تقسیم می‏شوند: گروهی از عهده امتحانات بر آمده و گروهی مردود می‏شوند.

مثلا مساله ترس که پیش می‏آید گروهی خود را می‏بازند و به خاطر اینکه کوچکترین ضرری به آنها نرسد شانه از زیر بار مسئولیت خالی می‏کنند در جنگها فرار می‏کنند، یا راه سازشکاری پیش می‏گیرند، و با عذرتراشیهائی همچون نخشی ان تصیبنا دائرة: ما می‏ترسیم ضرری به ما متوجه شود از تکلیف الهی سرباز می‏زنند (سوره مائده آیه 5) اما گروهی دیگر در برابر عوامل ترس با ایمان و توکل بیشتری خود را برای هر گونه فدا کاری مهیا می‏کنند، چنانکه در قرآن آمده است: الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل: وقتی که به مردم با ایمان می‏گفتند اوضاع خطرناک است، و دشمنان شما مجهزند، شما عقب‏نشینی کنید بر ایمان و توکل آنها افزوده می‏شد! (آل عمران - 173).

در برابر سائر مشکلات و عوامل امتحان که در آیه آمده است همچون گرسنگی و زیانهای مالی و جانی نیز همه مردم یکسان نیستند.

نمونه‏هائی از این امتحانات در متن قرآن آمده است و در آیات مناسب به آن اشاره خواهیم کرد.

4 - رمز پیروزی در امتحان

در اینجا سؤال دیگری پیش می‏آید و آن اینکه: حال که همه انسانها در یک امتحان گسترده الهی شرکت دارند، راه موفقیت در این آزمایشها چیست؟ پاسخ این سؤال را قسمت آخر آیه مورد بحث و آیات دیگر قرآن می‏دهد:

1 - نخستین و مهمترین گام برای پیروزی همان است که در جمله کوتاه و پر معنی و بشر الصابرین در آیه فوق آمده است، این جمله با صراحت می‏گوید: رمز پیروزی در این راه، صبر و پایداری است و به همین دلیل بشارت پیروزی را تنها به صابران و افراد با استقامت می‏دهد.

2 - توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختیها و مشکلاتش و اینکه این جهان گذرگاهی بیش نیست عامل دیگری برای پیروزی محسوب می‏شود که در جمله انا لله و انا الیه راجعون (ما از آن خدا هستیم و به سوی خدا باز می‏گردیم) آمده است.

اصولا این جمله که از آن به عنوان کلمه استرجاع یاد می‏شود، عصاره‏ای است از عالیترین درسهای توحید و انقطاع الی الله و تکیه بر ذات پاک او در همه چیز و در هر زمان، و اگر می‏بینیم بزرگان اسلام به هنگام بروز مصائب سخت این جمله را با الهام گرفتن از قرآن مجید تکرار می‏کردند برای این بوده است که شدت مصیبت آنها را تکان ندهد و در پرتو ایمان به مالکیت خداوند و بازگشت همه موجودات به سوی او، این حوادث را در خود هضم کنند.

امیر مؤمنان علی (علیه‏السلام‏) در تفسیر این جمله می‏فرماید: ان قولنا انا لله اقرار علی انفسنا بالملک و قولنا و انا الیه راجعون اقرار علی انفسنا بالهلک: اینکه ما می‏گوئیم انا لله اعتراف به این حقیقت است که ما مملوک اوئیم و اینکه می‏گوئیم و انا الیه راجعون اقرار به این است که ما از این جهان خواهیم رفت و جایگاه ما جای دگر است.

3 - استمداد از نیروی ایمان و الطاف الهی عامل مهم دیگری است، کسانی هستند که هر وقت دستخوش حوادث می‏گردند، اعتدال خود را از دست داده، گرفتار اضطراب می‏شوند، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنی دارند بدون حیرت و سرگردانی، مطمئن و آرام به راه خود ادامه می‏دهند، خدا نیز روشن‏بینی بیشتری به آنها می‏دهد که در انتخاب راه صحیح دچار اشتباه نشوند، چنانکه قرآن می‏گوید: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا: کسانی که در راه ما به جهاد برخیزند ما آنها را به راههای خود هدایت می‏کنیم (عنکبوت - 69).

4 - توجه به تاریخ پیشینیان و بررسی موضع آنان در برابر آزمایشهای الهی برای آماده ساختن روح انسان نسبت به امتحانات پروردگار بسیار مؤثر است.

اصولا اگر انسان در مسائلی که برای او پیش می‏آید احساس تنهائی کند از نیروی مقاومتش کاسته خواهد شد، اما توجه به این حقیقت که این مشکلات طاقت‏فرسا و آزمایشهای سخت الهی برای همه اقوام و ملتها در طول تاریخ وجود داشته سبب افزایش نیروی پایداری انسان می‏گردد به همین دلیل قرآن مجید کرارا برای دلداری پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و تقویت روحیه او و مؤمنان اشاره به تاریخ گذشتگان و حوادث دردناک زندگی آنها می‏کند مثلا می‏گوید: و لقد استهزء برسل من قبلک: اگر تو را استهزاء کنند نگران مباش، پیامبران پیشین نیز گرفتار استهزای جاهلان بودند، اما با نیروی استقامت بر آنها پیروز شدند (انعام - 10).

در جای دیگر می‏فرماید: و لقد کذبت رسل من قبلک فصبروا علی ما کذبوا و اوذوا حتی اتاهم نصرنا: اگر تو را تکذیب کنند تعجب نیست، پیامبران پیشین را نیز تکذیب کردند آنها در برابر تکذیب مخالفان پایداری و شکیبائی به خرج دادند، و آزار شدند تا سرانجام نصرت و یاری ما به سراغشان آمد (انعام - 34).

5 - توجه به این حقیقت که همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ می‏دهد و او از همه چیز آگاه است عامل دیگری برای پایداری است.

کسانی که در یک مسابقه مشکل و طاقت‏فرسا شرکت دارند همین که احساس می‏کنند جمعی از دوستانشان در اطراف میدان مسابقه آنها را می‏بینند تحمل مشکلات برای آنها آسان می‏شود و با شوق و عشق بیشتری به نبرد با حوادث بر می‏خیزند.

جائی که وجود چند نفر تماشاچی چنین اثری در روح انسان بگذارد توجه به این حقیقت که خداوند مجاهدتهای ما را در صحنه‏های آزمایش می‏بیند، چه عشق و شوری به ادامه این جهاد در ما ایجاد خواهد کرد.

قرآن می‏گوید: به هنگامی که نوح (علیه‏السلام‏) تحت شدیدترین فشارها از سوی قومش مامور به ساختن کشتی شد خداوند به او دستور داد و اصنع الفلک باعیننا: در برابر ما اقدام به ساختن کشتی کن (هود - 37).

جمله باعیننا (در برابر دیدگان علم ما) چنان قوت قلبی به نوح (علیه‏السلام‏) بخشید که فشار و استهزای دشمنان، کمترین خللی در اراده نیرومند او ایجاد نکرد.

از سالار شهیدان و مجاهدان راه خدا امام حسین (علیه‏السلام‏) همین معنی نقل شده که در صحنه کربلا به هنگامی که بعضی از عزیزانش با فجیعترین وجهی شربت شهادت نوشیدند فرمود: هون علی ما نزل بی انه بعین الله: همین که می‏دانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام می‏گیرد تحمل آن بر من آسان است.

5 - آزمایش به وسیله نعمت و بلا

امتحانات الهی همیشه به وسیله حوادث سخت و ناگوار نیست، بلکه گاه خدا بندگانش را با وفور نعمت و کامیابیها آزمایش می‏کند، چنانکه قرآن می‏گوید و نبلوکم بالشر و الخیر فتنة: ما شما را به وسیله بدیها و خوبیها امتحان می‏کنیم (انبیاء - 35).

و در جای دیگر از قول سلیمان (علیه‏السلام‏) می‏خوانیم: هذا من فضل ربی لیبلونی ا اشکر ام اکفر: این از فضل پروردگار من است او می‏خواهد مرا آزمایش کند که من در برابر این نع

/ 0 نظر / 159 بازدید