تفسیر سوره ی بقره(آیات203تا210)

ادامه ی مطلب...

 

 

 در آن دو روز تعجیل کند، و چه اینکه تاخیر کند و از اینجا روشن می‏شود که آیه شریفه در مقام بیان تخییر میان تاخیر و تعجیل نیست نمی‏خواهد بفرماید حاجی مخیر است بین اینکه تاخیر کند و یا تعجیل، بلکه منظور بیان این جهت است که گناهان او آمرزیده شده، چه تاخیر و چه تعجیل.

و اما اینکه فرمود: (لمن اتقی) منظور این نیست که تعجیل و تاخیر را بیان کند و گرنه حق کلام این بود که بفرماید (فلا اثم علی من اتقی، گناهی نیست بر کسی که از خدا بپرهیزد) بلکه ظاهرا قید (لمن اتقی) نظیر همین قید در جمله: ذلک لمن لم یکن اهله حاضری المسجد الحرام...) است، و مراد این است که حکم نامبرده مخصوص مردم با تقوا است، اما کسانی که تقوا ندارند این آمرزش را ندارند.

و معلوم است که باید این تقوا پرهیز از چیزی باشد که خدای سبحان در حج از آن نهی کرده، و نهی از آن را از مختصات حج قرار داده، پس برگشت معنا به این می‏شود که حکم نامبرده تنها برای کسی است که از محرمات احرام و یا از بعضی از آنها پرهیز کرده باشد، و اما کسی که پرهیز نکرده، واجب است در منا بماند و مشغول ذکر خدا در ایام معدودات باشد، و اتفاقا این معنا در بعضی از روایات وارده از ائمه اهل بیت (علیهم‏السلام‏) هم آمده، که ان شاء الله، بزودی از نظر خواننده خواهد گذشت.

و اتقوا الله و اعلموا انکم الیه تحشرون در این جمله که خاتمه کلام است امر به تقوا می‏کند، و مساله حشر و مبعوث شدن در قیامت را تذکر می‏دهد، چون تقوا هرگز دست نمی‏دهد، و معصیت هرگز اجتناب نمی‏شود، مگر با یادآوری روز جزا، همچنانکه خود خدای تعالی فرمود: ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب.

و در اینکه از میان همه اسماء قیامت کلمه حشر را انتخاب نموده و فرمود: انکم الیه تحشرون اشاره لطیفی است به حشری که حاجیان دارند، و همه در منا و عرفات یکجا جمع می‏شوند و نیز اشعار دارد به اینکه حاجی باید از این حشر و از این افاضه و کوچ کردن به یاد روزی افتد که همه مردم به سوی خدا محشور می‏شوند و لا یغادر منهم احدا و خداوند احدی را از قلم نمی‏اندازد.

 

بحث روایتی

در تهذیب و در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده‏اند که در ذیل آیه: و اتموا الحج و العمرة لله فرمود: این تمام کردن حج و عمره واجب است.

و نیز در تفسیر عیاشی از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که گفتند: ما از آن دو بزرگوار از کلام خدای تعالی که می‏فرماید: و اتموا الحج و العمرة لله پرسیدیم، فرمودند تمامیت حج به این است که در آن رفث و فسوق و جدال نشود.

و در کافی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که در ضمن حدیثی فرمود: منظور از تمام کردن حج و عمره ادای آن، و هم این است که وقتی به احرام آن دو در آمدند از محرمات احرام بپرهیزند.

مؤلف: این روایات منافاتی با آن معنائی که ما برای اتمام کردیم ندارد چون واجب بودن حج و عمره و ادای آن همان اتمام آن است.

و در کافی از حلبی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که فرمود: رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) چون خواست حجة الاسلام را بجا آورد، چهار روز از ذی القعده مانده بیرون آمد، تا به مسجد شجره رسید، و در آنجا نماز خواند، سپس مرکب خود را براند، تا به بیدا رسید، در آنجا محرم شد، و لبیک حج گفت، و صد رأس بدنه با خود حرکت داد، مردم هم همگی احرام به حج بستند، و أحدی نیت عمره نکرد، و تا آن روز اصلا نمی‏فهمیدند متعه در حج چیست؟ تا آنکه رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) وارد مکه شد، طواف خانه را انجام داد، مردم هم با او طواف کردند، سپس نزد مقام دو رکعت نماز خواند و دست به حجر الاسود مالید، سپس فرمود: من ابتدا می‏کنم به آنچه خدای عزوجل ابتدا کرده بود، پس به صفا آمد، و سعی را از صفا شروع کرد، و هفت نوبت بین صفا و مروه سعی نمود، همینکه سعیش در مروه خاتمه یافت به خطبه ایستاد، و مردم را دستور داد تا از احرام در آیند، و حج خود را عمره قرار دهند، و فرمود این چیزی است که خدای عزوجل مرا بدان امر فرموده، مردم محل شدند، و رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود: اگر من در این باره پیش‏بینی می‏داشتم و می‏دانستم چنین دستوری می‏رسد، خود من نیز مانند شما بدنه با خود نمی‏آوردم، ولی چون آورده‏ام نمی‏توانم حج تمتع کنم، برای اینکه خدای عزوجل فرموده: (و لا تحلقوا رؤسکم حتی یبلغ الهدی محله، یعنی سر نتراشید، و از احرام در نیائید، تا آنکه هدی به جای خودش که همان منا است برسد) سراقة بن جعثم کنانی عرضه داشت امروز تازه دین خود را شناختیم مثل اینکه همین امروز به دنیا آمده‏ایم، حال به ما خبر بده آیا این حکم مخصوص امسال ما است، یا برای هرساله است؟ رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود نه، برای ابد حکم همین است، مردی برخاست و عرضه داشت: یا رسول الله (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) آیا ممکن است چند روز دیگر که برای حج احرام می‏بندیم قطرات آب غسلی که در اثر نزدیکی با زنان کرده‏ایم از سر و رویمان بچکد، و خلاصه این چه حکمی است؟ (و خواننده عزیز باید توجه داشته باشد که در سنت جاهلیت بعد از داخل شدن در مکه و طواف، از احرام در آمدن، و با زنان آمیختن از شنیع‏ترین گناهان شنیع‏تر بوده، و از این جهت سائل برخاسته و اعتراض کرده) رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود تو تا ابد به این حکم ایمان نمی‏آوری، امام صادق (علیه‏السلام‏) سپس فرمود: در همان ایام علی (علیه‏السلام‏) از یمن آمد، و به مکه وارد شد، و دید فاطمه (علیهاالسلام‏) از احرام در آمده، و بوی خوش استعمال کرده، نزد رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) روانه شد، جریان را از آن جناب پرسید، رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود: یا علی تو که احرام بستی به چه نیت بستی عرضه داشت: به آنچه رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نیت کرده، فرمود: پس تو هم نباید از احرام درآئی، و او را در هدی خود که گفتیم صد بدنه بود شریک کرد، سی و هفت شتر را به او داد، و شصت و سه شتر را برای خود نگه داشت، که همگی را به دست خود نحر کرد، و از هر شتری قسمتی را گرفته در دیگی قرار داده دستور داد آن را بپزند، و خودش از آن گوشت، و مقداری از آبگوشتش تناول نموده فرمود: الان می‏توان گفت که از همه شصت و سه شتر خورده‏ایم، و کسی که حج تمتع بجا آورد بهتر است از کسی که حج قران بیاورد، و سوق هدی کند، و نیز از کسی که حج افراد بیاورد بهتر است: راوی می‏گوید از امام صادق (علیه‏السلام‏) پرسیدم رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در شب احرام بست یا در روز؟ فرمود: در روز، پرسیدم چه ساعتی؟ فرمود هنگام نماز ظهر.

مؤلف: این معنا در تفسیر مجمع البیان و غیره نیز روایت شده.

و در تهذیب از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که فرمود: عمره داخل در حج شد تا روز قیامت، پس کسی که تمتع کند به عمره تا حج (یعنی عمره تمتع بیاورد قبل از حج) باید هر قدر می‏تواند قربانی کند، پس کسی نمی‏تواند و چاره‏ای ندارد جز اینکه تمتع کند، چون خدای تعالی این حکم را در کتاب نازل فرمود، و سنت رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) هم بر آن جاری گشت.

و در کافی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که فرمود: (ما استیسر من الهدی) یک گوسفند است.

و نیز در کافی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که در پاسخ کسی که پرسید اگر متمتع گوسفند نیافت چه کند؟ فرمود: قبل از روز هشتم و روز عرفه را روزه بگیرد، شخصی پرسید: حال اگر در همان ترویه که روز هشتم است تازه از راه رسیده باشد چه کند؟ فرمود: سه روز بعد از ایام تشریق، روزه بگیرد شخصی پرسید: حال اگر شتربانش مهلت نداد که در مکه بماند، و این سه روز روزه را انجام دهد چه کند؟ فرمود: روز حصبه و دو روز بعدش روزه بگیرد، پرسیدند: روز حصبه کدام است؟ فرمود: روزی که کوچ می‏کند، پرسیدند: آیا روزه بگیرد در حالی که مسافر است؟ فرمود، : بله مگر در روز عرفه مسافر نبود؟ ما اهل بیت فتوامان این است و دلیلمان هم قرآن است که می‏فرماید: فصیام ثلثة ایام فی الحج و منظورش در ذی الحجه است.

و شیخ طوسی علیه الرحمه از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که فرمود: هرکس خانه‏اش به مکه نزدیکتر از فاصله میقات به مکه باشد او جزء حاضرین در مسجد الحرام است، و نباید حج تمتع انجام دهد.

مؤلف: یعنی کسانی که محل سکونتشان نزدیکتر از میقات است به مکه اینگونه افراد مصداق حاضرین در مسجد الحرام هستند، که نباید حج تمتع بیاورند، و روایات ائمه اهل بیت (علیهم‏السلام‏) در این معانی بسیار است.

و در کافی از امام باقر (علیه‏السلام‏) روایت آورده که در معنای جمله (الحج اشهر معلومات) فرموده: ماههای معلوم حج عبارت است از شوال، و ذی القعده، و ذی الحجة، احدی نمی‏تواند به نیت حج در غیر این سه ماه احرام ببندد.

و در همان کتاب از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که در ذیل جمله (فلا رفث...) فرموده: رفث به معنای جماع، و فسوق به معنای دروغ، و جدال به معنای گفتن: (نه به خدا و آری به خداست).

و در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که در تفسیر جمله (لا جناح علیکم ان تبتغوا فضلا من ربکم...) فرمود: منظور از فضل پروردگار رزق است، که بعد از آنکه محرم از احرام خارج شد می‏تواند در موسم حج به خرید و فروش بپردازد.

مؤلف: می‏گویند این خطاب بدین جهت صادر شد که عرب تجارت و خرید و فروش در موسم حج را گناه می‏دانست، خواست تا با این آیه محذور نامبرده را بردارد.

و در مجمع البیان گفته: بعضی‏ها گفته‏اند معنای جمله نامبرده این است که حرجی بر شما نیست که مغفرت پروردگار خود را طلب کنید، و این معنا را جابر هم از امام باقر (علیه‏السلام‏) روایت کرده.

مؤلف: در این روایت به اطلاق و بی‏قید آمدن فضل تمسک شده، و آن را به افضل افراد تطبیق کرده است.

و در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که در تفسیر جمله: ثم افیضوا من حیث افاض الناس...، فرموده: اهل حرم در مشعر وقوف می‏کردند و سایر مردم در عرفات، و اهل حرم از مشعر حرکت نمی‏کردند تا اهل عرفات به مشعر برسند، در همان ایام مردی که نامش ابو سیار بود، و الاغی سرحال داشت، از همه اهل عرفات جلو می‏افتاد، و در نتیجه همینکه اهل مشعر او را می‏دیدند می‏گفتند: اینک ابو سیار از عرفات رسید، آن وقت حرکت می‏کردند، پس خدای تعالی دستورشان داد همگی باید به عرفه وقوف کنند و از آنجا کوچ کنند.

مؤلف: در این معنا روایاتی دیگر نیز هست.

و در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که در تفسیر آیه: ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة فرمود: منظور از حسنه رضوان خدا و بهشت در آخرت است، و نیز سعة رزق و حسن خلق در دنیا است.

و از همان جناب روایت شده که فرمود حسنه در دنیا رضوان خدا و توسعه در معیشت، و همنشین خوب، و در آخرت بهشت است.

و از علی (علیه‏السلام‏) روایت شده که فرمود: (حسنه در دنیا همسر صالح، و در آخرت حوریه است، و منظور از عذاب آتش همسر بد است).

مؤلف: این روایات از باب شمردن مصداق است، و گرنه آیه شریفه مطلق است، و از آنجائی که رضوان الله چیزی است که ممکن است نمونه‏اش و ظهور ناقصش در دنیا، و ظهور تامش در آخرت حاصل شود، از این جهت می‏توان آن را هم از حسنات دنیا شمرد همچنانکه در روایت اولی شمرده، و هم از حسنات آخرت، همچنانکه در روایت دومی شمرده.

و در کافی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت کرده که در ذیل آیه شریفه: و اذکروا الله فی ایام معدودات...، فرموده: مراد از این ایام، ایام تشریق است چون عرب وقتی در منا اقامت می‏کرد، بعد از قربانی شتر به تفاخر می‏پرداخت، یکی می‏گفت: پدر من چنین و چنان بود، آن دیگری می‏گفت پدرم چنین و چنان بود، خدای تعالی فرمود: (فاذا قضیتم مناسککم فاذکروا الله کذکرکم آباءکم، او اشد ذکرا، چون از مناسک خود پرداختید به یاد خدا بیفتید، همانطور که به یاد پدران خود می‏افتید، بلکه بیشتر و شدیدتر از یاد پدران)، و تکبیر این است که بگوئی: الله اکبر، الله اکبر لا اله الا الله، و الله اکبر، و لله الحمد، الله اکبر علی ما هدینا الله اکبر علی ما رزقنا من بهیمة الانعام.

و نیز در همان کتاب از همان جناب روایت کرده که فرمود: تکبیر در ایام تشریق را باید از نماز ظهر روز عید تا نماز صبح روز سوم عید ادامه داد، و اما در شهرها این تکبیر دنبال ده نماز گفته می‏شود (که در حقیقت از ظهر روز عید شروع، و بعد از نماز صبح روز دوازدهم ختم می‏گردد).

و در کتاب (من لا یحضره الفقیه) از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که شخصی از آن جناب از مفاد آیه: فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه، و من تاخر فلا اثم علیه...)، پرسید حضرت فرمود: معنایش این نیست که بیتوته در روز سیزدهم واجب نیست، خواستی انجام بده و نخواستی انجام نده بلکه معنایش این است که اگر این واجب را نیاوردی خدا این گناهت را می‏آمرزد، چون حاجی وقتی از حج بر می‏گردد همه گناهانش آمرزیده است.

و در تفسیر عیاشی از آن جناب روایت کرده که فرمود: او از حج بر می‏گردد در حالی که گناهانش آمرزیده شده، البته خدای تعالی گناه کسی را می‏آمرزد که تقوا داشته باشد.

و در کتاب فقیه از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که در ذیل جمله: لمن اتقی...، فرمود: یعنی کسی که از شکار می‏پرهیزد تا وقتی که اهل منا از منا کوچ کنند.

و از امام باقر (علیه‏السلام‏) روایت آورده که در معنای جمله: (لمن اتقی...)، فرمود: یعنی کسی که از رفث و فسوق و جدال و سایر محرماتی که خدای تعالی بر محرم حرام کرده اجتناب کند.

و نیز از آن جناب روایت کرده که در معنای جمله نامبرده فرمود: یعنی از خدای عزوجل پروا داشته باشد.

و از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که فرمود: یعنی کسی که از گناهان کبیره پروا کند.

مؤلف: خواننده محترم توجه فرمود که آیه شریفه چه دلالتی دارد، و از آن چه فهمیده می‏شود، ممکن هم هست ما به عموم تقوا و اینکه قیدی برایش نیامده تمسک نموده، همانطور که در دو روایت اخیر آمده، بگوئیم منظور پروا کردن از عموم گناهان است.

 

بحث روایتی دیگر

در الدر المنثور است که بخاری، و بیهقی از ابن عباس روایت کرده‏اند که در پاسخ شخصی که از وی از متعه حج سؤال کرده بود، گفته: مهاجرین و انصار و همسران رسولخدا در حجة الوداع احرام بستند، ما نیز احرام بستیم، چون به مکه رسیدیم رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود: نیت احرام حج را به عمره برگردانید، مگر کسانی که با خود قربانی آورده، و به این علامت لنگه کفشی به گردن آن حیوان انداخته باشند که چنین افرادی باید به همان نیت حج باقی مانده، بقیه نیت عمره کنند، و چون خانه خدا را طواف و در صفا و مروه سعی کردیم، عمل عمره ما تمام شد، و از احرام در آمدیم، و با زنان در آمیختیم، و لباس پوشیدیم.

و درباره کسانی که با خود قربانی آورده، آن را نشان کرده بودند، فرمود: اینگونه افراد نباید از احرام درآیند، بلکه همچنان در احرام حج باشند، تا قربانیشان به جای خود برسد (یعنی در منا ذبح شود) آنگاه در شب ترویه به ما که از احرام در آمده بودیم، دستور فرمود: به نیت حج احرام ببندیم، ما نیز چنین کردیم، تا از اعمال و مناسک حج در عرفات و مشعر و منا فارغ شدیم.

و آنگاه در روز عید به مکه آمدیم، و خانه خدا را طواف و بین صفا و مروه سعی کردیم، و در اینجا همه اعمال حج ما پایان یافت، تنها مساله قربانی باقی ماند، که می‏بایست به حکم فما استیسر من الهدی، فمن لم یجد فصیام ثلثة ایام فی الحج و سبعة اذا رجعتم یا قربانی کنیم، (که البته در این قربانی گوسفند هم کفایت می‏کند)، و یا به جای آن روزه بگیریم، سه روز در حج، و هفت روز بعد از مراجعت به وطن.

در نتیجه آن سال هر دو عمل عمره و حج را در یک سال انجام دادیم، و این سابقه نداشت، دستوری بود که خدا در کتابش نازل فرمود و سنت رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بر آن جاری شد، تا مسلمانان خارج مکه که از راه دور می‏آیند بتوانند قبل از رفتن به عرفات از احرام درآیند، و آنچه در احرام برایشان حرام بود حلال شود و اینکه گفتیم (مسلمانان خارج مکه)، دلیلش این کلام خدا است که می‏فرماید: ذلک لمن لم یکن اهله حاضری المسجد الحرام، و ماههای حج که خدای تعالی آنها را ماه حج خوانده شوال، و ذی القعده، و ذی الحجه است، پس هر کس در این ماهها حج تمتع کند، باید یا خونی بریزد، و یا روزه بگیرد، و رفث به معنای جماع، و فسوق به معنای معاصی، و جدال به معنای ستیزگی در گفتار است.

و نیز در الدر المنثور است که بخاری و مسلم از ابن عمر روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در حجة الوداع حج تمتع آورد به این صورت که اول عمره را آورد، و سپس احرام حج بست و از آغاز که در مسجد ذو الحلیفه (واقع در محل شجره) احرام می‏بست قربانی هم معین کرد، و قربانیش را با خود سوق داد، و قبل از هرکس رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) به نیت عمره احرام بست، مردم هم به متابعت وی نیت تمتع کرده، اول به عمره و سپس به حج احرام بستند.

ولی از آنجائی که مردم دو دسته بودند، بعضی با خود قربانی آورده بودند، و بعضی نیاورده بودند، لذا همینکه رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) وارد مکه شد، به مردم فرمود: هر کس با خود قربانی آورده از احرام در نیاید، و هیچ یک از محرماتی که بر او حرام بود حلال نمی‏شود، مگر بعد از آنکه از عمل حج فارغ شود، و کسانی که قربانی نیاورده‏اند طواف و سعی انجام دهند، و سپس تقصیر کنند، و از احرام درآیند، و آنگاه (قبل از رفتن به عرفات) در مکه احرام حج ببندند و اگر از این دسته کسانی باشند که دسترسی به قربانی ندارند، باید سه روز در سفر و هفت روز در وطن روزه بگیرند.

و باز در الدر المنثور است که حاکم (وی حدیث را صحیح دانسته)، از طریق مجاهد، و عطا از جابر روایت کرده که گفت: در بین مردم بگومگو زیاد شد، (گویا منظور بگومگوی درباره حج بوده) تا آنکه بیش از چند روز به تمام شدن اعمال حج نماند، که دستور یافتیم از احرام درآئیم از در تعجب به یکدیگر می‏گفتیم: چطور ممکن است شخصی که برای عبادت به حج آمده احرام ببندد، در حالی که یک ساعت قبلش منی از عورتش می‏چکیده؟ این اعتراض به گوش رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) رسید لاجرم به خطبه ایستاد و فرمود: هان ای مردم آیا می‏خواهید به خدای تعالی چیز یاد بدهید، بخدا سوگند علم من از همه شما به خدا بیشتر است، و بیشتر از شما از او پروا دارم، من اگر جلوتر می‏فهمیدم آنچه را که بعدا فهمیدم هرگز قربانی با خود سوق نمی‏دادم، و مثل همه مردم از احرام در می‏آمدم، بنابراین هر کس که برای عمل حج با خود قربانی نیاورده سه روز در حج و هفت روز در مراجعت به خانه‏اش روزه بگیرد، و هر کس توانست در همینجا قربانی تهیه کند آنرا ذبح کند، و ما به ناچار یک شتر را به نیت هفت نفر قربانی می‏کردیم چون قربانی یافت نمی‏شد.

عطا اضافه کرده که ابن عباس هم گفته که چون قربانی یافت نمی‏شد رسول خدا گوسفندان خود را میان اصحابش تقسیم کرد و به سعد بن ابی وقاص یک تیس (نر بز) رسید که به نیت خودش به تنهائی سر برید.

و نیز در الدر المنثور است که ابن ابی شیبه، و بخاری و مسلم از عمران بن حصین روایت کرده که گفت: آیه متعه در کتاب خدا نازل شد، و ما در عهد رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و با آن جناب به سفر حج رفتیم، و حج را به صورت متعه یعنی تمتع آوردیم، و بعد از آنهم هیچ آیه دیگری که حج تمتع را نسخ کند نازل نشد، و رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) هم تا زنده بود از آن نهی نکرد، تنها و تنها مردی از صحابه به رأی خود آن را قدغن نمود، و هر چه خواست گفت.

مؤلف: این روایت به الفاظ و عباراتی دیگر که معنای همه آنها قریب به همان روایت در الدر المنثور است نیز نقل شده.

و در صحیح مسلم و مسند احمد و سنن نسائی از مطرف روایت آمده که گفت: عمران بن حصین در مرضی که به آن مرض از دنیا رفت نزد من فرستاد، و مرا احضار کرد و گفت یکی از کسانی که من محدثش بودم، و برایش حدیث می‏کردم تو بودی، و به این امید برایت حدیث می‏گفتم که بعد از من سودی به حالت داشته باشد، اگر من زنده ماندم احادیث مرا به من نسبت مده، و خلاصه نگو فلانی چنین گفت، و اگر از دنیا رفتم مستقیما به من نسبت بده برای اینکه دیگر خطری برایم نیست و بدانکه رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بین حج و عمره را جمع کرد، (یعنی حج تمتع آورد)، و بعد از آن آیه‏ای دیگر در نسخ این حکم نازل نشد و خودش هم از آن نهی نفرمود تنها یک مرد عادی از پیش خود هر چه خواست گفت.

و نیز در صحیح ترمذی و کتاب زاد المعاد تالیف ابن قیم روایت شده که شخصی از عبدالله پسر عمر از حج تمتع پرسش نمود عبدالله پسر عمر گفت: این عمل عملی است حلال، پرسید: آخر پدرت از آن نهی کرده، گفت: در این مساله که پدرم نهی کرده، اما رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) آن را بجای آورده، آیا باید امر رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را پیروی کنیم، یا امر و فرمان پدرم را؟ سائل در پاسخ گفت: البته امر رسول خدا متبع است، عبدالله بن عمر گفت: اگر امر رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) متبع است پس بدان که رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) خودش این عمل را بجای آورد.

و صحیح ترمذی، و سنن نسائی، و سنن بیهقی، و موطا مالک، و کتاب الام شافعی، همگی از محمد بن عبدالله روایت آورده‏اند که گفت در سالی که معاویه حج بجای آورد از سعد بن ابی وقاص، و از ضحاک بن قیس شنیدم: که با یکدیگر درباره حج تمتع بحث می‏کردند، ضحاک می‏گفت: تنها کسانی که این عمل را انجام می‏دهند که نسبت به امر خدا جاهلند، سعد در جوابش می‏گفت: بسیار حرف زشتی زدی، ای برادرزاده، ضحاک گفت: آخر عمر از این عمل نهی کرد، سعد گفت: آخر رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) این عمل را بجای آورد، و همه ما با آن جناب بجا آوردیم.

و در الدر المنثور است که بخاری، و مسلم، و نسائی از ابی موسی روایت آورده‏اند که گفت: در بطحا خدمت رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) رسیده، عرضه داشتم: در حال احرام نیت کردم: احرام می‏بندم به آنچه رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) احرام بسته، فرمود: آیا با خود قربانی آورده‏ای؟ عرضه داشتم نه، فرمود پس برو در خانه طواف کن، و سعی بین صفا و مروه بجای آر، و سپس تقصیر کن، و از احرام درآی، من طواف و سعی کردم و سپس به خیمه زنی از بستگانم رفتم، او سر مرا اصلاح کرد، و شستشو داد.

و من در زمان ابی بکر و همچنین در عهد خلافت عمر به حج تمتع فتوا می‏دادم تا آنکه در عهد عمر سالی در موسم حج مشغول مناسک حج بودم، که مردی برایم خبر آورد: چه نشسته‏ای که امیرالمؤمنین (عمر) درباره مناسک حج فتوائی تازه داده، من بانگ برداشتم که ای مردم هر کس از ما فتوائی گرفته تکلیفش دشوار شده، چون امیر المؤمنین دارد می‏آید و حکم هر مساله را از او بگیرید، و به او اقتدا کنید، پس همینکه عمر وارد شد، از او پرسیدم: چه چیز تازه‏ای درباره مناسک حج گفته‏ای؟ گفت.

اینکه به کتاب خدا تمسک کنیم که می‏فرماید: (و اتموا الحج و العمرة لله، حج و عمره را برای خدا تمام کنید) و نیز به سنت پیامبران تمسک کنیم که فرموده محرم نباید از احرام در آید تا آنکه قربانی خود را ذبح کند.

و نیز در الدر المنثور است که مسلم از ابی نضره روایت کرده که گفت: ابن عباس همواره به مردم دستور می‏داد حج تمتع کنند، و عبدالله بن زبیر همواره از آن نهی می‏کرد، این اختلاف نظر به جابر بن عبدالله گفته شد، در پاسخ گفت: احادیث به دست من در بین مردم دایر و شایع شده، ما با رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) حج تمتع می‏کردیم، همینکه عمر به خلافت رسید گفت: خدا از هر چه می‏خواست برای پیغمبرش حلال می‏کرد، و ملاک کار ما قرآن است، که هر آیه‏اش در جائی که باید نازل شود نازل شده، و قرآن فرموده: فاتموا الحج و العمرة لله بنا بر این همانطور که قرآن دستور داده عمل کنید، و حج خود را از عمره جدا سازید، یعنی در یک سال هر دو را انجام ندهید، چون اگر این کار را که می‏گویم بکنید حج شما تمام‏تر و عمره‏تان هم تمام‏تر می‏شود.

و در مسند احمد از ابی موسی روایت شده که گفت: این عمل یعنی حج تمتع س

/ 0 نظر / 101 بازدید